خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ فوریه 2012

 ف عزیز ساعت به وقت اینجا نزدیک چهار صبح است و من بی هیچ مقدمه ای فکر کردم برایت نامه ای بنویسم. امروز را به سختی گذرانده ام. صبح بسیار بد حال از خواب بیدار شدم و بعد از یک ساعت کلنجار رفتن با بدن ضعیفم من باب تلاش برای برگشت به حال عادی، موفق [...]

نوشته را کامل بخوانید »

حرفهایی که گفتن ندارند.

ف عزیز سلام ساعت سه ظهر است من توی ایستگاه نشسته ام منتظر اتوبوس. هوا هم سرد. دلم هم تنگ… نه آنکه دلم برای کسی یا چیزی یا مکان خاصی تنگ شده باشد … دلم برای خودم تنگ شده است. گاهی وقتها درون سینه ام پر از نفرت است… نفرتی که نمی دانم کجا باید [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.